اداره کل تشریفات
صفحه اصلی
صنايع دستي و هنرهاي سنتي اصفهان

صنايع دستي اصفهان در طول قرن هاي متمادي به عنوان نماينده هنر اصيل قوم ايراني در جهان معرفي شده است. از اين رو اگر اصفهان را مهد صنايع دستي ايران بناميم سخني به گزاف نگفته ايم. چرا كه ويژگي هاي فكري و رواني صنعتگر اصفهاني مانند ذوق، هنر، پشتكار و قناعت موجب شده است تا فرآورده هاي دست ساز اصفهان نه تنها در كشورمان خريداران فراوان داشته باشد بلكه مسافران و گردشگران و علاقمندان خارجي نيز طالب دست ساخته هاي اصفهان با ويژگي هاي خاص آن باشند.

برخي فرآورده هاي دست ساز اصفهان عبارتند از:

 

خاتم كاري

يكي از گونه هاي زيبا و هنرمندانه صنايع دستي در اصفهان خاتم سازي است. اين هنر بي بديل وكم نظير در واقع هنر آرايش سطح اشياء چوبي به صورتي شبيه به موزائيك با مثلث هاي كوچك است. اين مثلث ها هرچه ظريف تر و طرح ها و اشكال هرچه منظم تر باشند، خاتم مرغوب تر خواهد بود. يكي ديگر از دلايل مرغوبيت و ارزشمند بودن خاتم بالا بودن كيفيت مواد اوليه است. موادي كه خاتم سازان براي تهيه محصولات خود از آنها استفاده مي كنند بسيار متنوع هستند. اين مواد عبارتند از: چوب هاي گوناگون مانند چوب فوفل،‌ آبنوس،‌ نارنج و عناب، استخوانهاي مختلف مانند استخوان شتر، گاو، اسب و همچنين عاج، صدف و مفتول ها ي مسي و برنجي و در برخي موارد طلا و نقره براي ساختن خاتم،‌ مواد اوليه را به صورت منشورهائي به ابعاد حدود 1 تا 2 ميليمتر رنگ آميزي كرده و با پهلوي هم چيدن آنها طرح هاي مختلف خاتم را بوجود مي آورند.

 علاوه براصفهان خاتم سازان شيراز نيز در اين هنر شهره هستند و خاتم هائي كه به وسيله هنرمندان اصفهان و شيراز تهيه مي شود، خريداران بسياري دارد. اين فرآورده ها شامل ظروف متنوع و مختلف مي باشند. در سال هاي اخير هنرمندان خاتم ساز با تشكيل شركت تعاوني خاتم سازان كه زير نظر سازمان صنايع دستي ايران فعاليت مي كند انسجام بهتري يافته و توليدات مرغوبتري را به گردشگران مخصوصاً خارجيان عرضه مي كنند.

 

ميناكاري

از هنرهاي دستي ايرانيان در ادوار گذشته و روزگاران دور تزئين و كنده كاري روي فلزات است. از جمله موارد فلزكاري مي توان از ترصيع نام برد كه به معناي نشاندن و جا دادن قطعات كوچك فلزهاي مختلف روي سطح فلزي از جنس ديگر و ايجاد تناسب ميان قطعات است.

بررسي هائي كه در مورد ميناكاري به عمل آمده بيانگر اين مطلب است كه ميناكاري نيز مانند بسياري از هنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران بوجود آمده و سپس به ساير كشورها راه يافته است.

در زمان صفويه ميناكاري نيز همچون ساير هنرها ترقّي بسيار كرد و شهر اصفهان به يكي از مراكز عمده اين هنر تبديل شد. هنوز نيز اين شهر تنها مركز اين هنر محسوب مي شود.

در قديم رنگ هائي كه در صنعت ميناسازي مورد استفاده قرار مي گرفتند مانند رنگهاي قلمكار گياهي يا معدني بودند اما در حال حاضر براي نقاشي ظروف و ساير اشياء مينائي از رنگ هاي شيميائي استفاده مي شود. ميناكاران براي تهيه رنگ قرمز از طلا، رنگ سبز از مس و رنگ زرد از گل ماشي استفاده مي كنند.

بيشتر اشيائي كه هم اكنون ميناسازان به خريداران و علاقمندان اين هنر عرضه مي كنند عبارتند از : گوشواره، گردنبند، انگشتر، سينه ريز، جعبه هاي كوچك و بزرگ آرايش،‌ قوطي سيگار، سرويس چايخوري و شربت خوري،‌ جامهاي ميناكاري،‌ بشقاب،‌ گلدان، قابهاي عكس، پيپ، گلاب پاش، جاروچهل چراغ، درها و پنجره هائي كه براي مقابر ائمه در كربلا و نجف و سامره و مشهد و قم و ساير اماكن متبركه ساخته شده اند.

در حال حاضر ميناكاري كار هنرمندان اصفهاني طرفداران و خريداران بسياري دارد و اين رشته هنري از طرف سازمانهاي ذيربط همچون سازمان صنايع دستي مورد حمايت قرار مي گيرند.

 

قلمكاري

پس از آنكه شهر اصفهان به پايتختي صفويان انتخاب شد هنرمندان و صنعتگران از اقصي نقاط ايران به اين شهر روي آوردند و به توليد و عرضه محصولات مختلف پرداختند. يكي از اين هنرها قلمكــار است. در اين هنر با استفــاده از قالبهاي ويژه كه هر يك نقـش و نگار زيبا و دلنشيني دارنــد نقش اندازي بــر روي پارچه صورت مي گيرد. اين هنر در عصر صفويه به اوج خود رسيد. بدانگونه كه در اين دوره بيشتر لباسهاي زنانه و مردانه از پارچه هاي قلمكار تهيه مي شد. اين پارچه ها در آن عهد شهرت فراوان داشتند. نقشهاي قلمكار در ابتدا شامل نقوش سنتي ايران همانند اسليمي و گلهاي چند پر مجلسي مي شد كه از مينياتور برگرفته مي شد. اما در اواخر دوران قاجار با تحولي كه در نقاشي آن زمان به وجود آمد عده اي بر آن شدند تا نقاشي هاي عاميانه و مردمي رايج آن روزگار را نيز وارد قلمكار كنند و به جاي استفاده از نقش هاي سنتي از نقوش مذهبي يا حماسي آن زمان در قلمكار استفاده كنند. بدين ترتيب پارچه هاي قلمكار قهوه خانه اي ابداع شد. در كنار اين پارچه ها پرده هاي مذهبي نيز بوسيله هنرمندان قلمكار ساز بوجود آمد. پرده هائي از شرح جنگها و حماسه هاي ائمه اطهار بخصوص حماسه سالار شهيدان زينت بخش تكايا و حسينيه ها و مساجد شدند و قلمكارهاي اصفهان در شهرهاي ديگر نيز طالبان فراوان يافت شهرهاي بزرگ و مهمي مانند شهر ري و يزد و كاشان و سيرجان و كرمان علاوه بر پرده هاي مذهبي و تصاوير قهوه خانه اي خريدار جانماز و سفره و روميزي و دستمال و انواع لباس هائي شدند كه در اصفهان تهيه مي شدند. با پيروزي انقلاب و تاسيس رشته هاي هنر در دانشكده هائي مانند دانشگاه فارابي، استادان سنتي اين هنر مورد توجه قرار گرفتند و از تجربيات آنان بهره برداري گرديد. از اساتيد معروف و مشهور قلمكار ساز اصفهان مرحومين پورصناعي، گياهي و عطريان هستند كه آثار آنان طي نمايشگاههاي متعدد در معرض بازديد عموم قرار گرفته است.

 

نگارگري (مينياتور)

مينياتور، هنر ظريف نقاشي است كه به جز ايران مشابه آن را در ژاپن و خاور دور و چين نيز مي توان مشاهده كرد. در مورد تاريخچه اين هنر برخي از پژوهشگران عقيده دارند:

 شخصي به نام غياث الدين هنر مينياتور را از چين به ايران آورد و مينياتور چيني در ايران تكامل يافت و با گذراندن مراحل پيشرفت به تدريج از مينياتور چيني متمايز شد.

 از بررسي هاي تاريخي چنين استنباط مي گردد كه هنرمندان مينياتورساز ايراني طراحي رنگ آميزي و مجسمه سازي چيني را با ادراك و ذوق خاص خود تغيير داده و دگرگوني هائي در آن بوجود آورده اند. به هرحال، اگر چه واژه مينياتور در نگاه اول بيگانه مي نمايد اما شك نيست مينياتور با ابعاد كنوني هنري ايراني است كه مكتب هاي مختلف همانند مكتب عباسي (بغداد) مكتب مغول، مكتب هرات را گذرانده و با ظهور صفويه و انتقال مركز هنري ايران از هرات به تبريز در شيوه آن نيز تحول بوجود آمده است. با انتخاب اصفهان به پايتختي و حمايت همه جانبه اي كه از هنرمندان و نقاشان و نگارگران به عمل آمد نقاشان چيره دستي ظهور كردند كه شاهكارهاي آنان امروز زينت بخش موزه هاي جهان است در اين عصر به دليل گسترش ارتباط ايران با كشورهاي اروپائي و آسيائي هنر ايران به كشورهاي بيگانه معرفي شد و دوران صفويه آغاز فصل تازه اي در تاريخ مينياتور ايران به حساب آمد در زمان صفويه هنرمنداني همچون رضا عباسي، محمد زمان نگارگر، محمد قاسم مشهور به سراجاي نقاش و محمد يوسف مصّور كه با خلق آثار بي بديل و منحصر بفرد اين هنر را به نهايت اعتلاء رساندند. در دوران معاصر مينياتور ايراني جلوه درخشاني داشته و در طي صد صال اخير آثار ممتازي بوجود آمده كه بحث در باره جزئيات آن سخن را به درازا خواهد كشاند.

ساخت و ساز مينياتور : ابزار و وسائلي كه مورد لزوم يك هنرمند مينياتور ساز است در مقايسه با ساير هنرهاي ايراني مانند خاتم سازي و قلمزني و منبت كاري و ... بسيار محدود است.

ابزار يك مينياتوريست عبارتند از :

قلم مو: در قديم هنرمندان براي ساخت قلم مو از دم نرم سنجاب استفاده مي كردند.

بوم مينياتور: كه عبارت است از تخته، كاغذ، مقوا، فيبر، عاج، استخوان و ...

روغن: كه براي محافظت اثر از آن استفاده مي كنند.

رنگ: كه بيشتر مينياتورسازان از رنگهاي دست ساز خود استفاده مي كرده اند.

شـيوه هائي كه در ساخت مينياتور وجود دارند عبارتند از : مينياتور آبرنگ روحي- مينيـاتور سياه قلم رنگي- مينيـاتور سفيد قلم مينيـاتورهاي زيرروغني. علاوه برآنكه در بنـاهاي تاريخي از اين هنر استفاده مي شد و هنرمندان بزرگ عصـر صفـويه كاخ هاي عالي قاپو و چهلستون و هشت بهشت و ... را با اين هنر تزئين كردند صدها اثر كه شامل : جلدهاي آلبوم، تصاوير كتابها، قاب آينه ها و امثال آنها مي باشند در موزه هاي ايران و خارج از كشور در معرض تماشاي هنردوستان و علاقمندان مي باشند.

 

منبت كاري

فرهنگ ها و كتب لغت معناي منبت را نقش برجسته و كنده كاري روي چوب تعريف مي كنند. نقاشان و معماران نيز نقشي را كه اندكي از زمينه خود بلندتر باشد منبّت مي گويند.

با توجه به شواهد تاريخي و پژوهش هاي محققين، سابقه منبّت كاري در ايران به قبل از دوران هخامنشيان مي رسد. پس از آن در عصر هخامنشيان و ساسانيان نيز اين هنر جايگاه مهمي داشته است.

با ظهور اسلام و گسترش اين دين در ايران هنرمندان منبّت كار همچون ساير هنروران سعي و كوشش خود را به تزئين و زيباسازي اماكن مقدس و مذهبي معطوف كردند.

از اين زمان نيز منبّت كاران از نقوش موجودات زنده در آثار خود استفاده كردند. با فرا رسيدن روزگار صفويه منبّت نيز مانند ساير هنرهاي دستي روي به شكوفائي نهاد.

اگر چه منبّت كاري در روزگار صفويه در اصفهان رونق گرفت اما در عصر قاجار پيشرفت بيشتري كرد زيرا در اين دوره است كه مبل و صندلي به خانه ها راه مي يابد. به نوشته مولف كتاب "گنج پنهان" از دوران قاجار مبل هائي برجاي مانده كه به شيوه ايراني كنده كاري شده اند و آنها را مبل سبك قاجار مي نامند.

در حال حاضر با ساخته شدن خانه هاي جديد و نفوذ تمدن غرب منبّت با چاقو انجام نمي شود بلكه ابزارهائي كه مورد استفاده منبت كاران قرار مي گيرد بيشتر خارجي هستند.

با آنكه امروز منبّت اصفهان به صورت اصيل و اوليه ساخته نمي شود اما هنرمندان اصفهاني كماكان با طرحهاي بسيار زيبايشان آثار بسيار جالبي بر روي چوب بوجود مي آورند. از اساتيد معروف اين رشته مي توان استاد عبدالله باقري، استاد يعقوب جابري، استاد ابراهيم دالوند و استاد كمال مسائلي را نام برد.

مهمترين استاداني كه براي اولين بار در اصفهان با منبّت جديد يا فرنگي اقدام به ساخت مبل هاي استيل و ساير اشياء كردند: استاد احد صنيعي، موسي آقايان، اكبريان، قلمزن و ... مي باشند.

 

قلمزني

هنر قلمزني سوابق ممتد و طولاني دارد. اين هنر گرانمايه و زيبا كه بيانگر فرهنگ و تمدن قوم ايراني است ابتدا به صورت حجاري در بدنة كوهها و روي سنگهاي ساختماني كاخهاي پادشاهان و بناهاي تاريخي و حتّي در دوران غارنشيني ديده شده است. بعدها هنر حجاري، تبديل به حكاكي و سپس قلمزني گرديده و نقوش و تصاوير از روي سنگهاي ساختمانها و بدنه كوهها به روي سنگهاي قيمتي مخصوصاً عقيق منتقل گرديد و «حكاكي» ناميده شد. عاقبت فلزات از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمينه اصلي اين نقوش و خطوط زيبا و دلپسند قرار گرفته و هنر «قلمزني» نام گرفت.

لفظ «قلمزني» معناي متعددي دارد. اين لغت در فرهنگ معين چنين معنا شده است: «نويسندگي، نقاشي و يكي از هنرهاي زيبا است و آن ايجاد نقوش جانوران و گياهان و طرحهاي مختلف است بر روي نقره يا فلزات ديگر. در هنگام عمل، استاد به وسيله قلمي فلزي و يا منقاش نوك‌ تيز فولادي كه داراي دسته‌اي چوبي است كار مي‌كند. دكتر معين پس از اين تعريف، اين بيت را از «زلالي» آورده است:

به طرح خويش حيرت زند دست                          كه از هيچش قلمزن نقش چون بست

پرويز بهنام باستان شناس ايراني، قدمت برنزهايي را كه نقوش زيبا بر روي آن نقش بسته و در حفاريهاي باستانشناسي به دست آمده مربوط به اقوامي دانسته كه قبل از هخامنشيان در ايران زندگي مي‌كرده‌اند. او نوشته است كه اين اشياء بيشتر در نواحي لرستان و كردستان يافت شده و محل كشف آنها را كه اغلب از جنس سفال يا فلز منقش بوده، علاوه بر ناحية لرستان، مربوط به دامنه‌هاي كوههاي زاگرس دانسته و اضافه كرده است كه در زمان فرمانروايي ايلاميها، اطراف كوههاي زاگرس به نام ناحية «آنزان» شناخته مي‌شده كه به چهار قسمت تقسيم شده بود.

حال با توجه به اين سخن پرويز بهنام و همچنين اعتقاد هرتسفلد مستشرق آلماني كه گفته است ابتدا، نام اصفهان «آنزان» بوده و سپس به «گابيان» تبديل يافته و از زمان هخامنشيان به بعد ابتدا به «گي» و سپس به «جي» تبديل شده است؛ اگر اين دو آنزان يكي باشد، سندي معتبر از قدمت هنر حكاكي و قلمزني در اصفهان محسوب مي‌شود كه از دوران قبل از هخامنشيان، بدان مي‌پرداخته‌اند و اين سخن با يادآوري اينكه زردكوه بختياري نيز جزو ارتفاعات شرقي جبال زاگرس يعني همان «آنزان» (به گفتة پرويز بهنام) به حساب مي‌آيد؛ بيش از پيش به واقعيت نزديك مي‌شود.

از دوران ساسانيان نيز اشياء فلزي نفيس زيادي در موزه‌هاي مهم جهان موجود است كه نقوش بسيار زيبايي از حيوانات و پرندگان و گياهاني و مجالس بزم و رزم و رقاصه‌ها و نوازشگران متعددي با آلات موسيقي سنتي آن عصر بر روي طلا و نقره نقش بسته است كه مايه اعجاب و تحسين هنرشناسان جهان است.

محمدتقي مصطفوي، رئيس موزة ايران باستان در مجله «نقش نگار» نوشته است كه از ظروف نقره فراوان عهد ساساني كه نقوش شاهنشاهان و صحنه‌هاي رزم و شكار و بزم و موضوعهاي مختلف ديگر را در بردارد، مجموعه‌اي افسانه‌اي مشتمل بر بيش از هزار پارچه، در موزة «ارميتاژ» لنينگراد نگهداري مي‌شود و نمونه‌هاي مختلف ديگري هم در موزه‌هاي اروپا و آمريكا و تعداد نوزده قطعه نيز در بيست سالة اخير، يعني تا سال 1336 در موزة ايران باستان جمع‌آوري شده است كه از مهمترين نفايس تاريخي موجود در داخل كشور باستاني ايران به شمار مي‌رود.

از ويژگيهاي هنر قلمزني در دورة ساساني كه بيشتر به صورت برجسته بر روي طلا و نقره بوده، نقش حيوانات بالدار يا سرِ شير و اژدها و انواع گل و مرغهاي مختلف و صورت رقاصه‌ها در حال رقص با آلات موسيقي و نوازشگران و مجالس رزم و بزم و شكارگاههاست.

قلمزني در دوران بعد،  يعني در دوران اسلامي تغييرات قابل توجهي نكرده و از نظر جنس و طرز كار و نقوش و بلكه فرم، با قرنهاي گذشته و حتي دوره ساساني تفاوت فوق‌العاده‌اي نداشته است تحول جزيي آن نيز به طور آرام و ملايمي صورت گرفته كه هر بينندة صاحب ذوقي به آساني مي‌تواند تداوم روشها را در سراسر دوران اسلامي و قبل از آن در اشياء دريابد. در دوران ديليميان در نقوش قلمزني، نوع پيچيدگي به صورت حلقه‌هاي مجزا يا متداخل پيدا شد كه در داخل آنها نقوش حيوان و گياه القا گرديده است. در دوران بعد نيز حيواناتي بهصورت روبه‌رو يا پشت به پشت، در طرفين درخت ديده مي‌شوند. موضوع حملة شير به گاو يا حيوانات ديگر نيز از دورة ساساني باقي مانده است. در دوران صفوّيه و قاجاريه نيز جز نقوشي از شاهنامه و نظامي گنجوي و آثار و بناهاي تاريخي و اشعار كوتاه اعم از غزل و رباعي تغيير قابل توجهي نداشته و اصل نقوش، به همان صورت اسليمي، در طرحهاي مختلف و گل و مرغ و حيوان و انسان خلاصه شده است. اما به جاي خط ميخي يا اوستايي و پهلوي از خط زيباي نستعليق و به مناسباتي هم از نسخ استفاده شده است كه خط نسخ بيشتر در نوشتن ادعيه يا جملاتي از قرآن كريم و نقوش ديني و اسلامي ديگر كاربرد داشته است.

هنر قلمزني از ديرباز در اصفهان رواج كامل داشته و اشياء قلمزده قديمي از دوران هاي مختلف زينت بخش موزه ها و مجموعه هاي خصوصي است. اين هنر در حقيقت نوعي حكاكي بر روي فلزات است. در اين صنعت ديرپاي دستي نقوش يا طرح هائي بر سطح اشياء فلزي كنده مي شود. ابزار كار هنرمند قلمزن تعدادي قلم هاي مخصوص و چكش است. قلمزني در ايران از سابقه اي طولاني برخوردار است.

با توجه به بررسي هاي پژوهشگران سابقه تاريخي اين هنر به (سكاها) مي رسد كه در حدود پنج هزار يا هفت هزار سال پيش در قفقاز زندگي مي كرده اند. از اين قوم آثار بسياري بدست آمده كه اكثر از طلا و نقره و برنز مي باشند.

از اساتيد برجسته اين هنر حاج محمد تقي ذوفن، حاج سيد محمد عريضي، ابراهيم دائي زاده را مي توان نام برد. استاد رجبعلي راعي نيز از هنرمندان خلاق و مبتكر اين هنر است كه تابلوهاي بسيار مشهور و نفيسي در زمينه داستانهاي قرآني، تاريخي و آثار حماسي و برجسته كردن برخي كارهاي كمال الملك بوجود آورده است. در حال حاضر، اشياء قلمزده هنرمندان اصفهاني مانند سيني و گلدان و مجموعه هاي بزرگ مسي و برنجي و قوطي سيگار و جاي نمك و قاب عكس و انواع ظروف بشقاب كه با طرحهاي بسيار زيبا بصورت جُندكاري قلمزني شده موزه ها و مجموعه هاي خصوصي را زينت مي بخشند.


كاشيكاري

يكي از هنرهاي دستي اصفهان كه از ديرباز در اين شهر رواج داشته، كاشيكاري است.

قديمي ترين كاشي هاي موجود در اصفهان كاشي هاي فيروزه اي رنگي است كه كتيبه هاي تاريخي مناره هاي دوران سلجوقي با آنها تزئين شده است. در قرن هشتم هجري تزئين بناها با كاشي ترقّي بسيار كرد و تا اواخر نيمه اول قرن دوازدهم هجري كه زمان انقراض صفويه است ادامه داشت.

به تدريج استفاده از كاشي با نقوش گل و بوته و مخصوصاً نوع خشت و هفت رنگ كه مخصوص مساجد بود، به منازل نيز راه يافت و استادان كاشيكار اصفهاني پا را از گل و بوته و اشكال هندسي فراتر نهاده و نقش انواع حيوانات و پرندگان را در كاخها و منازل مسكوني متداول كردند.

هنر كاشيكاري همچنان مورد استفاده هنرمندان اصفهاني بود. بطوري كه در بيشتر بناها كاربرد داشت. در حال حاضر كاشيكاري و كاشي سازي از هنرهاي دستي اصفهان است و اساتيد اين هنر مانند مرحوم مصّدق زاده وآقاي حسين مصّدق زاده و كارگاههاي متعدد كاشي سازي به توليد اين فراورده هنري مشغول هستند.

 

گره چيني

از زمانهاي گذشته تا به امروز چوب يكي از عناصر دائمي مورد استفاده در معماري ايران بوده است. موقعيت ويژه اي كه چوب به عنوان يكي از مصالح ساختماني دارد تنّوع انواع آن باعث شد تا از اين عنصر استفاده هاي بسياري بشود و از پوشش پشت بامها گرفته تا قاب هاي تزئيني پنجره ها و ساخت اشياء فلزي، چوب مورد استفاده قرار گيرد.

هنرمندان با ذوق و خلاّق ايراني در جهت زيباتر شدن بناها و ساختمانها توانسته اند آثاري خلق كنند كه هركدام به عنوان هنري مجزا مورد توجه قرار گيرند. كه منبّت، خاتم، معرّق، گره چيني و مشبك و ... از آنجمله هستند. از سابقه " گره چيني و مشبّك" در ايران اطلاع دقيقي در دست نيست.

برخي پژوهشگران احتمال داده اند استفاده از اين هنر چه در حالت مشبّك و چه در حالت آلت و لغت از دوران خلفاء عباسي شروع شده و در قرن 6 تا 8 هجري قمري در مصر و سوريه متداول شده است و از همان زمان به ايران رسيده است.

از اين سبك كار معمولاً در ساخت درهاي اماكن مقدسه،‌ مقابر، منابر، و از مشبّك در پنجره هاي منازل و كاخها، نرده ها استفاده مي شده است. از دوران صفويّه به بعد تعبيه شيشه هاي رنگي در چوب هاي مشبّك رايج شده و اصطلاحاً به "ارسي" مشهور گرديد.

از استادان بي بديل اين هنر مرحوم استاد غلامرضا آقا ابراهيميان است كه آثار باارزشي از او در مقرنس كاري،‌ قطاربندي، رسمي بندي،‌ مشبّك و گره چيني در عتبات عاليات و بناهاي تاريخي اصفهان موجود است. كليه درها و پنجره هاي هتل عباسي نيز از آثار اين هنرمند است.

تاریخ به روز رسانی: 1394/04/21
تعداد بازدید: 724
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal